درباره وبلاگ


خوش آمدید
آخرین مطالب
پیوندهای روزانه
پيوندها
نويسندگان


آمار وب سایت:  

بازدید امروز : 6
بازدید دیروز : 6
بازدید هفته : 80
بازدید ماه : 53
بازدید کل : 24850
تعداد مطالب : 16
تعداد نظرات : 64
تعداد آنلاین : 1

هیس!!! ادبی-فرهنگی




کهن‌الگوی ایثار با نگاهی به حلاج در اشعار شفیعی کدکنی و آدونیس

نویسندگان

1 محمدحسن حسن زاده نیری؛ 2 رضا جمشیدی
1استادیار زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه علامه طباطبایی، تهران، ایران
2دانش آموختة کارشناسی ارشد ادبیات تطبیقی، دانشگاه علامه طباطبایی، تهران، ایران
چکیده
کهن‌الگو تجربیات مشترک همة انسان‌ها است که از گذشته‌ها‌ی دور در ناخودآگاه جمعی آن‌ها باقی مانده است. به‌دلیل فراوان بودن تجربیات انسانی نمی‌توان تعداد کهن‌الگوها را مشخص کرد؛ اما شاخص‌ترین کهن‌الگوها عبارت‌اند از آنیما، آنیموس، خود، پرسونا، سایه، پیر فرزانه و مادر. ایثار ‌‌یکی از مهم‌ترین کهن‌الگوها است که در ناخودآگاه جمعی بیشتر ‌انسان‌ها نهادینه شده است. از دیدگاه ‌روان‌کاوان، ‌‌ایثار ‌‌یکی از ‌مکانیزم‌های دفاعی انسان در برابر ‌خواسته‌های نهاد است که به علاقة اجتماعی منجر ‌‌می‌شود. کهن‌الگوها خود را در رویاها، خیال‌پردازی‌‌‌ها و توهمات نشان ‌‌‌می‌دهند. هنر و به‌ویژه ادبیات، ‌‌یکی از تجلی‌گاه‌‌‌های اصلی کهن‌الگوها است. کهن‌الگوی ‌‌ایثار و ویژگی‌‌‌هایش در آثار هنری فراوانی یافت می‌شوند. یکی از شخصیت‌هایی که ملازمات کهن‌الگوی ایثار در سرگذشت او برجسته است، حسین‌بن منصور حلاج است. در ‌‌این نوشته، کهن‌الگو‌‌ی ‌‌ایثار را با توجه به ویژگی‌هایش در شخصیت حلاج، در شعر «حلاج» شفیعی کدکنی و سرودة «مرثیة حلاج» آدونیس بررسی می‌کنیم و نقدی اسطوره‌ای- کهن‌الگویی از آن‌‌‌ها ارائه می‌دهیم. 
کلیدواژگان
واژگان کلیدی: اسطوره؛ تولد دوباره؛ حلاج؛ ‌‌کهن‌الگوی ‌‌ایثار

 برای دریافت اصل مقاله به لینک زیر مراجعه شود:

http://clrj.modares.ac.ir/article_10927_5266.html

دوفصلنامه پژوهش‌های ادبیات تطبیقی، دوره 3، شماره 1 (پیاپی 5)، بهار و تابستان 1394، صفحه 79-100.



سه شنبه 9 تير 1394برچسب:ادبیات تطبیقی؛ اسطوره‌شناسی تطبیقی,, :: 1:53 ::  نويسنده : رضا

             «تمسک»

همیشه برای نجات نیست

            طنابی که

            به سوی تو

           آویزان می‌شود

                            گاه

                                   قلابی است

که زندگی را از تو می‌گیرد

ماهی من!



پنج شنبه 22 آبان 1393برچسب:نجات, رهایی, تمسک, طناب, قلاب, ماهی, :: 10:11 ::  نويسنده : رضا

چه انتظار عظیمی نشسته در دل ما

همیشه منتظریم و کسی نمی آید

صفای گمشده آیا

براین زمین تهی مانده باز می گردد ؟

اگر زمانه به این گونه پیشرفت

این است

مرا به رجعت تا آغاز مسکن اجداد

مدد کنید که امدادتان گرامی باد

همیشه دلهره با من همیشه بیمی هست

که آن نشانه صدق از زمانه برخیزد

و آفتاب صداقت ز شرق بگریزد

همیشه می گفتم

چه قدر مردن خوب است

چه قدر مردن

در این زمانه که نیکی

حقیر و مغلوب است

خوب است

حمید مصدق



پنج شنبه 16 خرداد 1392برچسب:, :: 19:42 ::  نويسنده : رضا

او که بی دلیل مرا به درآمدن آفتاب

امید می‌دهد

ابله دلسوز ساده‌ای است

که نمی‌داند

نومیدی

سرآغاز دانایی آدمی است.

سید علی صالحی



شنبه 4 خرداد 1392برچسب:, :: 14:21 ::  نويسنده : رضا

چنانت ناگذرانم

که زندگی را

                      نفس

خورشید را

                روشنایی

و خدا را ...

               بنده ...

هفت گناهان  ویرانگران

برای تو پیمودن

سهل

و هفت پاکان نیکوان

دست یافتنی.



جمعه 25 اسفند 1391برچسب:, :: 23:38 ::  نويسنده : رضا

به آزرم تمام غبار از رویت خواهم گرفت

و خیالت را

بر دف دو رویه خواهم سرود

اگر یارستن میسر شود.

1391/10/16



شنبه 16 دی 1391برچسب:, :: 15:7 ::  نويسنده : رضا

وقتی تو نیستی

شادی کلام نامفهومی است

و دوستت می دارم رازی است

که در میان حنجره ام دق می کند

و من بی تو چگونه نگیرد دلم؟

این جا که ساعت و آیینه و هوا... به تو معتادند...

حسین منزوی



چهار شنبه 19 مهر 1391برچسب:, :: 1:32 ::  نويسنده : رضا

هق هق شبگیر را

در سوگ خواهرش

و داغ برادران

حق حق تعبیر می کنند

و آن گاه درد سرودش را

از خستن گلو

             به

            قطره ای

            خون

            بر

           زمین

           می چکاند.

04/05/1391



پنج شنبه 5 مرداد 1391برچسب:, :: 12:2 ::  نويسنده : رضا

صفحه قبل 1 2 صفحه بعد